سفارش تبلیغ
صبا ویژن
در انتخاب دوست، آزمودن را مقدّم دار ؛ زیراآزمودن، معیار جدا سازِ میان نیکان و بدان است . [امام علی علیه السلام]
 
دوشنبه 95 فروردین 30 , ساعت 6:32 صبح

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله قتل و عوامل موثر بر قتل در حقوق ایران با word دارای 80 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله قتل و عوامل موثر بر قتل در حقوق ایران با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

 

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله قتل و عوامل موثر بر قتل در حقوق ایران با word

مقدمه

بیان مسئله

فرضیه های تحقیق

اهمیت موضوع

فصل اول : کلیات تحقیق

الف _ قتل عمد

ب _ قتل در حکم عمد

ج _ قتل شبه عمد

د _ قتل غیر عمدی

اشتباه در قتل

الف ) اشتباه در هویت مقتول

ب ) اشتباه در هدف

ج ) اشتباه در قصد

فصل دوم : مجازات شروع به قتل عمدی

مجازات شروع به قتل عمدی توأم با ضرب و جرح مجنی علیه

فصل سوم : قتل در حکم شبه عمد در قانون مجازات اسلامی

هدف , مبنا و عناصر قتل در حکم شبه عمد

1 _ هدف از تشریع

2 _ مبنای وضع عنوان

3 _ تعریف و عناصر قتل در حکم شبه عمد

الف _ عنصر قانونی

ب _ عنصر مادی

مقایسه قتل در حکم شبه عمده با سایر انواع قتل

فصل چهارم : قتل از روی ترحم (اتانازی(

فصل پنجم :  قتل غیر عمدی

الف- قتل در حکم شبه عمدی

فصل ششم : قتل در فراش;

نخست – وجود علقه زوجیت

دوم – مشاهده زن و مرد اجنبی در حال زنا توسط شوهر

سوم – ارتکاب قتل در حین مشاهده

چهارم – علم به تمکین

اثبات موضوع از نظر حقوقی

اثبات موضوع از نظر فقهی

فصل هفتم : مجازات قتل در نتیجه تیر اندازی

کشتن به اعتقاد مهدورالدم؛ قتلی خودسرانه

فصل هشتم : تبیین جایگاه جرم قتل عمدی در حقوق و فقه

بررسی فقهی قتل عمدی

قتل در آیات و روایات و احادیث

تعریف قتل عمدی

بند- 1 مفهوم عمدوقصددرشرع مقدس اسلام

قتل ازجرائم حق الناس است

فصل نهم : قتل فرزند توسط مادر

قتل فرزند توسط مادر در حقوِق خارجی

قتل فرزند توسط مادر در حقوِق ایران

قتل فرزند توسط مادر در فقه شیعه

ادله قصاص مادر برای قتل فرزند

قتل فرزند توسط مادر از دیدگاه فقهای اهل سنت

نتیجه گیری

پاورقی و منابع

فصل اول : کلیات تحقیق

1 _ انواع قتل در قانون مجازات عمومی سال 1304 باب سوم قانون مجازات عمومی سابق ایران مرتکب اختصاص به بیان جرایم جنایت نسبت به افراد داشت انواع قتل در قانون مزبور به شرح ذیل بوده است

الف _ قتل عمد

ماده 170 قانون مذکور در مورد پیش بینی قتل عمدی مقرر می دارد: مجازات مرتکب قتل عمدی اعدام است مگر در مواردی که قانوناً استثنا شده باشد چنانکه ملاحظه می شود قانونگذار جرم قتل را تعریف نکرده است لیکن حقوق دانان کیفری با استفاده از روح قانون و قواعد حقوق جزا قتل عمدی را بعنوان سلب عمدی حیات انسان دیگری تعریف نموده اند

ب _ قتل در حکم عمد

 قتل مزبور در ذیل ماده 171 پیش بینی شده است ماده مذکور می گوید هرکس عمداً به دیگری جرح یا ضربی وارد آورده که منتهی به موت مجنی علیه گردد بدون اینکه مرتکب قصد کشتن را داشته باشد به حبس با اعمال شاقه از سه سال تا ده سال محکوم خواهد شد مشروط به این که آلتی که استعمال شده است قتاله نباشد و اگر آلت قتاله باشد مرتکب در حکم قتل عمدی است. در این مورد نیز تعریف قتل عمدی صادق است نهایت اینکه استفاده از آلت قتاله بعنوان قائم مقام قصد کشتن یا قصد مطرح می باشد

ج _ قتل شبه عمد

 با عنایت به صدر ماده فوق الاشعار وقتی قتل شبه عمد محسوب می شود که مرتکب دارای سو نیت عام ( قصد جرح و ضرب) روی جسم مجنی علیه باشد ولی بدون اینکه قصد نتیجه ( سلب حیات) موجود بوده و ضرب و یا جرح نوعاً کشنده باشد در عمل منجر به فوت وی می گردد بنابراین فعل مرتکب باید غیر مجاز یا عدوانی باشد در غیر این صورت قتل شبه عمد تحقق پیدا نمی کند مجازات این جرم سه سال تا ده سال حبس مقرر شده است

 د _ قتل غیر عمدی

قتل غیر عمدی در ماده 177 قانون پیش بینی شده و مقرر می دارد : در صورتیکه قتل عمدی بواسطه بی مبالاتی یا بی احتیاطی یا اقدام به امری که مرتکب در آن مهارت نداشته یا عدم رعایت نظامات دولتی واقع شود به حبس تادیبی از یک سال تا سه سال محکوم خواهد شد بعلاوه ممکن است مرتکب از پنجاه الی پانصد تومان غرامت نیز محکوم شود

از مفاد ماده مذکور معلوم می شود که در قتل غیر عمدی مرتکب فاقد قصد فعل و نتیجه نسبت به مجنی علیه است ولی رفتاری را پیشه خود می کند که مغایر با دقت و مراقبت می باشد و قتل حاصل رفتار مذکور است لذا از نظر روانی عنصر معنوی قتل غیر عمدی بی دقتی و عدم تفکر می باشد

2 _ انواع قتل در فقه امامیه با توجه به این که منبع عمده قانونگذار فعلی فقه امامیه است انواع قتل در فقه مذکور بیان می گردد

الف _ قتل عمدی :

 بنابر آنچه مشاهیر فقهای امامیه در خصوص تبیین قتل عمدی مقرر داشته اند قتل عمدی وقتی محقق است که فردی با انجام هر کاری خواه کشنده یا غیر کشنده قصد سلب حیات دیگری را داشته باشد و یا اینکه اگر قصد سلب حیات ندارد با کار نوعاً کشنده وی را از پای درآورد و به قتل رساند ویا اینکه هر چند کار نوعا کشنده نباشداما با در نظر گرفتن وضعیت موجنی علیه از قبیل پیری یا بیماری یا کودکی نسبت به او کشنده تلقی شود. از مفاد بیان مذکور می توان در تعریف قتل عمدی از دیدگاه فقه امامیه چنین گفت سلب عمدی حیات انسان دیگر در این تعریف قصد انجام کار نوعاً کشنده با علم به کشنده بودن آن و یا علم به کشنده بودن آن نسبت به وضعیت طرف( مجنی علیه) جانشین قصد سلب حیات یا قصد نتیجه می شود از نظر فقها تحقق علم مذکور ضرورت دارد و این علم همانند قصد سلب حیات است

ب _ قتل شبه عمد :

در قتل شبه عمد مرتکب به انجام کاری روی جسم مجنی علیه مبادرت می ورزد که نوعاً کنشده نیست و بعلاوه قصد سلب حیات نیز ندارد اما در عمل منجر به مرگ وی می شود مثل اینکه شخص سالم و با جثه نسبتاً خوبی را از بلندی کوتاهی پرت کنند ولی اتفاقاً فرد مذکور پس از سقوط فوت کند فعل مذکور و قصد انجام آن اعم از این است که مجاوز و یا غیر مجاز باشد شهید ثانی از فقهای امامیه در این خصوص تصریح به عدم لزوم عدوانی بودن فعل نموده است از این رو غالب فقهای طبیعی را که حاذق می باشد و با اذن مریض مبادرت به عمل جراحی وی می نماید و موازین علمی و فنی را هم رعایت می کند در صورت فوت او مسئول می دانند وی می نماید و موازین علمی و فنی را هم رعایت می کند در صورت فوت او مسئول می دانند و این برخلاف دیدگاه قانون مجازات عمومی سابق می باشد که عدوانی بودن فعل و سو نیت عام (یعنی قصد در انجام ضرب را روی جسم مجنی علیه) را در تحقیق قتل شبه عمد ضروری می دانست بنابراین از آنچه گفته شد. در تعریف قتل شبه عمد از دیدگاه فقه امامیه می توان چنین جسم مجنی علیه

ج _ قتل خطای محض :

در این نوع قتل مرتکب نه دارای قصد فعل روی جسم مجنی علیه و نه قصد سلب حیات اوست لیکن مبادرت به انجام کاری یا قصد روی سیئی یا شخصی یا موجود مورد نظر خود می کند که اتفاقاً منجر به قتل وی می شود. در این خصوص نیز کلام فقها اعم از این است که کاری که قصد آن شده از نظر قانون یا عرف مجاز بوده یا خیر, بی دقتی در آن شده است باشد و یا خیر, بنابراین فرقی ندارد که شخص در شکارگاه مجاز و با رعایت احتیاط و مجوز به شکار بپردازد و اتفاقاً تیز او موجب قتل انسانی شود و یا اینکه غیر مجاز در شکارگاه وارد شود و تیر او دیگر را بکشد با عنایت به مباحث امامیه در بیان انواع قتل و توضیح و تبیین آنها عنوان قتل در حکم شبه عمد به شیوه ای که قانونگذار بیان کرده است و تفصیل آن ذکر خواهد شد پیش بینی نشده است

3 _ انواع قتل در قانون مجازات اسلامی : ماده 204 قانون مجازات اسلامی در مقام بیان انواع تقل می گوید : قتل نفس به سه نوع است عمد , شبه عمد , و خطای محض ماده 206 و بندهای الف و ب ماده 295 قانون مذکور به همان شیوه ای که در بحث انواع قتل از دیدگاه فقه امامیه بیان شد به تعریف عناوین قتل عمد شبه عمد و خطای محض پرداخته است و لذا از تکرار مطالب خودداری می شود در عین حال قانون مزبور در تبصره 3 بند ج ماده 295 عنوان قتل در حکم شبه عمد را مقرر می دارد هرگاه بر اثر بی احتیاطی یا بی مبالاتی یا عدم مهارت و عدم رعایت مقررات مربوطه به امری قتل یاضرب یا جرح واقع بنحوی که اگر آن مقررت رعایت می شد حادثه ای اتفاق نمی افتاد قتل و یا ضرب و یا جرح در حکم شبه عمد خواهد بود در مباحث آتی به شرح این نوع قتل مبادرت می شود

اشتباه در قتل

همانگونه که قبلا اشاره شد عنصر اصلی در توجه مسئولیت کیفری ، قصد بزهکار است هرگاه این قصد مخدوش شود به میزان خدشه دار شدن قصد تام از میزان مسئولیت کاسته خواهد شد ، بنابراین عدم تحقق قصد تام موجب خواهد شد که در میزان مسئولیت مرتکب تغییر ایجاد شود . این عنوان عدم تحقق قصد تام  در حقوق جزا تحت واژه اشتباه مورد بحث قرار گرفته است که مصادیق آن عبارتند از

الف – اشتباه در هویت مقتول           ب – اشتباه در هدف

ج –  اشتباه در قصد                      د – عدم تحقق قصد که در تعبیر خاص ، اکراه در قتل نامیده می شود

الف ) اشتباه در هویت مقتول

به موجب مقررات ( ماده 206 ق.م.ا ) هرگاه کسی به قصد کشتن دیگری او را مورد صدمه قرار دهد یا با عمل کشنده ( بدون قصد قتل ) شخص را مورد حمله قرار دهد اعم از آنکه کشنده بودن عمل مربوط به نفس عمل باشد ( مانند زدن با چوب بر گیجگاه ) یا مربوط به ابزار باشد ( مانند زدن با چاقو به پهلو ) یا به خاطر وضعیت خاص مقتول باشد ( مانند بیماری ، پیری و کودکی ) در هر حال برای تحقق قتل عمد ، مقصود بودن مقتول شرط اصلی است ، اعم از آنکه مقصود تعیینی باشد مانند آنکه الف به سوی ب تیراندازی می کند برای اینکه او را به قتل برساند ، یا لا علی التعیین باشد مثل آنکه یکی از دانش آموزان به طرف شاگردان یک کلاس تیراندازی کند و یک نفر از آنان به قتل برسد ، لذا باید گفت مقصود بودن مقتول قابل تردید نیست . بحث در آن است که آیا اشتباه در هویت مقتول تأثیری در میزان مسئولیت مرتکب ( عمدی بودن یا غیر عمدی بودن قتل ) دارد یا خیر ؟ مثلا اگر کسی به قصد کشتن الف وارد منزل او شود و شخصی را به تصور اینکه الف است به قتل برساند بعداً معلوم شود که مقتول ، الف نبوده بلکه شخصی به نام ب بوده است ، آیا این قتل عمد و موجب قصاص است یا خیر ؟

جمعی بر آنند که چنین قتلی عمد محسوب نمی شود و استناد این دسته به سه چیز است :

1 – قاعده معروف ” ما وقع لم یقصد و ما قصد لم یقع ” یعنی کشتن ب که الان واقع شده است مقصود مرتکب نبوده و کشتن الف که مقصود بوده واقع نشده است و قتل عمد نیز مرتبط با قصد می باشد

2 – رأی اصراری دیوان عالی کشور در پرونده ای که شخصی دختری را ربوده و به مدت 24 ساعت در مخفیگاهی نگه داشته و پس از 24 ساعت او را رها نموده است . دختر به پزشکی قانونی معرفی شد ، گواهی پزشک مبنی بر سالم بودن وی واصل گردید . پدر و برادر دختر با این ادعا که به حیثیت آن ها لطمه خورده است به قصد کشتن رباینده به کارگاه او مراجعه کردند ، پس از دق الباب سرایدار کارگاه اعلام نمود که شخص مورد نظر ( متهم ) حضور ندارد و شب مراجعت خواهد کرد . پدر و برادر دختر شب به درب کارگاه رفتند و پس از دق الباب بلافاصله برق کارگاه را قطع کرده و شخصی را که پشت درب آمده بود کشتند ، بعدا معلوم شد مقتول همان سرایدار بوده نه رباینده . دادگاه کیفری 1 وقت ، قتل را عمدی تشخیص و حکم قصاص صادر کرد . پرونده به دیوان عالی کشور ارسال شد ، دیوان عالی با این استدلال که ” ما وقع لم یقصد و ما قصد لم یقع ” تحقق قصد را مخدوش دانسته ، نوع قتل را شبه عمد اعلام کرد . پرونده به شعبه دیگر دادگاه کیفری 1 ارسال شد ، دادگاه اخیر نیز مانند دادگاه قبلی نظر به قتل عمد داده و حکم قصاص صادر کرد . پرونده به دیوان عالی کشور اعاده شد و به عنوان رأی اصراری در هیئت عمومی دیوان عالی کشور مطرح شد . هیئت عمومی دیوان عالی در تاریخ 7 / 7 / 71 با همان استدلال شعبه دیوان عالی کشور و با استناد به فتاوی دو تن از مراجع تقلید ( مقام معظم رهبری (حفظه الله) و آیت الله گلپایگانی (ره) ) قتل را غیر عمد اعلام و استحقاق دیه را اعلام نموده است

3 – فتاوی مرحوم آیت الله گلپایگانی و مقام معظم رهبری . آیت الله گلپایگانی در پاسخ به سؤال مزبور فرمودند : ” در فرض فوق ، قتل عمد محسوب نمی شود و الله العالم ” و مقام معظم رهبری نیز فرمودند : ” تطبیق عنوان قتل موجب قصاص ، بر این مورد خالی از اشکال نیست بلکه عدم صدق عمد ، بعید نیست ،     بنابر این اگر فصل خصومت با مصالحه ممکن شود متعین همین است و الا باید از قاتل دیه گرفته شود “همانگونه که پیداست عمده دلیل در این رابطه ، مخدوش بودن قصد و فتوای دو تن از علماست ، لکن بر اساس قواعد حقوقی باید گفت قتل در این مورد عمدی است زیرا رکن اصلی تحقق قتل عمد ، مقصود بودن مقتول است یعنی همین شخصی که کشته شد مورد هدف قرار گرفته بود ، لکن شناخت هویت او ( نام و نام خانوادگی و سایر ویژگی ها ) به عنوان رکن قتل نیست . تعریفی که از بیان قانونگذار و فقها استفاده می شود انطباق این موضوع با قتل عمد است لذا بسیاری از فقها به عمدی بودن این قتل فتوا داده اند که به چند نمونه اشاره می شود

1 – حضرت امام ( ره ) : ” اگر قصد قتل نفس محقون الدمی را داشته و تیر به نفس محقون الدم دیگری اصابت کرده و او را کشته ، حکم قتل عمد مترتب است اگر چه احوط آن است که اولیای دم به دیه مصالحه نمایند. “

2 – آیت الله صافی : ” قتل ، محکوم به عمد است و الله العالم “

3 – آیت الله فاضل : ” قتل ، عمد محسوب می شود چون با آلت قتاله و عمدا و به قصد قتل به شخص معین زده است منتها در هویت او اشتباه کرده است. ” فتوای دیگر ایشان : ” اگر هر دو محقون الدم بوده اند ، قتل واقع شده حکم عمد را دارد چون با قصد و آلت قتاله شخص محقون الدم حاضر و معین را کشته است گرچه در تطبیق ، خطا کرده است. “

4 – آیت الله مکارم : ” قتل ، عمد محسوب می شود. “

5 – فتوای دیگر آیت الله گلپایگانی : ” در فرض مسأله اگر مقتول و برادرش ( شخصی که قصد اصلی قتل بوده) هر دو محقون الدم بوده اند و قاتل به طرف مقتول تیراندازی کرده به خیال اینکه برادر مقتول است و او را کشته ، ورثه مقتول حق قصاص دارند و ادعای جانی مسموع نیست. “  بنابر این آیت الله گلپایگانی دو گونه فتوا داده اند ضمن اینکه ظاهر فتوای اول ایشان و مقام معظم رهبری مخالف نظر مشهور فقهاست ، لذا باید گفت این دو فتوا یا بر مبنای تصور مهدور الدم بودن آدم ربا صادر شده است ( قاتلین فکر می کردند آدم ربا مهدور الدم است ) یا بر مبنای احتیاط صادر شده است ، چنانکه حضرت امام نیز در پایان فتوای خویش مصالحه و احتیاط را پیش بینی نموده است

ب ) اشتباه در هدف

یکی از مصادیق مخدوش بودن اراده مرتکب ، اشتباه در هدف است . گاهی ممکن است منشأ اشتباه قاتل تشخیص نادرست از مصداق و هویت نباشد بلکه منشأ اشتباه ، اشتباه در هدف و خطای در اصابت یعنی خطا در نحوه انجام عمل مجرمانه باشد مثل آنکه الف به قصد قتل ب به سوی او تیراندازی می کند ولی به دلایلی از قبیل عدم مهارت یا کمانه کردن تیر یا فرار و جاخالی دادن شخص مورد نظر ، شخص دیگری مورد اصابت قرار گرفته و کشته می شود . آیا قتل در این فرض عمد است یا غیر عمد ؟

واضح است که بین این نوع اشتباه با اشتباه در هویت تفاوت است از جهت آنکه در بحث اشتباه در هویت ، مقتول مقصود قاتل بود ولی در اشتباه در هدف ، مقتول مقصود نبوده است . ممکن است بعضی قائل به عمد بودن چنین عملی شوند و بگویند قاتل قصد قتل داشت و فعل او نیز کشنده بود پس دو رکن اصلی قتل محقق شده است و ممکن است ملتزم به عمد نبودن این قتل گردیم به دلیل آنکه هرچند قصد قتل وجود داشت و عمل تیر ، کشنده بود لکن دو رکن اصلی قتل عمد ، دو امر فوق نیستند یعنی در قتل عمد شرط نیست که هم قصد قتل باشد و هم عمل کشنده باشد ، بلکه چنانکه قبلا اشاره شد یکی از دو امر ( به نحو مانعه الخلو ) باید وجود داشته باشد یعنی یا با قصد قتل ( ولو با عمل غیر کشنده ) و یا فعل کشنده ( ولو بدون قصد قتل ). و رکن دوم قتل عمد آن است که مقتول ، مقصود مرتکب باشد لذا باید گفت در این فرض و بر اساس این نظریه قتل مزبور عمد نخواهد بود زیرا مقصود مرتکب ، اصابت تیر به شخص الف بود نه فردی که فعلا مقتول است . پس مقتول فعلی ، نه مقصود علی التعیین است و نه مقصود لا علی التعیین ( از یک جمع معین یک فرد لا علی التعیین مقصود شده است پس تیر به هر کس اصابت کند مقصود قاتل است )، لذا هم فقها و هم حقوقدانان و هم قوانین جزایی در این رابطه دچار تشتت نظر شده اند هرچند نظر فقها به یکدیگر نزدیک است . با ذکر چند نکته به بیان این دیدگاه ها می پردازیم

1 ) جمعی از فقها مانند شهید ثانی در شرح لمعه و صاحب مفتاح الکرامه : وقوع یا عدم وقوع متعلق قصد قاتل ، در تحقق قتل عمد مؤثر است و چون در این فرض ، متعلق قصد ، شخص دیگری بود و مقتول فعلی متعلق قصد نبوده ، این قتل ، خطای محض است که اگر با اقرار ثابت شود دیه بر قاتل و الا ( علم قاضی یا بینه ) دیه بر عاقله خواهد بود

2 ) برخی نیز قتل مزبور را شبه عمد می دانند چنانکه از محضر آقای فاضل این گونه استفتاء شده : ” شخصی با قصد قتل فرد الف به سوی او تیراندازی می کند ولی تیر او به خطا رفته و شخص ب را می کشد ، در دو فرض مهدور الدم بودن و محقون الدم بودن شخص الف ، نوع قتل ارتکابی چیست ؟ ایشان در جواب فرموند : ” در هر صورت ظاهرا قتل مذکور از نوع شبه عمد محسوب می شود “( سال 1376 ). در سؤال دیگری از ایشان پرسیده شد : ” گاهی جانی قصد وقوع فعل بر مجنی علیه را ندارد ولی تعدی و تفریط وی باعث می شود که فعل بر مجنی علیه واقع شود مانند آنکه جانی در محیطی شلوغ به سوی الف تیراندازی می کند ولی تیر به شخص ب می خورد ، نوع قتل چیست ؟ در جواب گفته شد : ” در فرض سؤال ، قتل شبه عمد است   ( سال 1377 )

3 ) از نظر حضرت امام ( ره ) در تحریر الوسیله باید بین کسی که مهدور الدمی را هدف قرار داده بود و به دیگری اصابت کرد و کسی که محقون الدمی را هدف قرار داده و به دیگری اصابت کرد فرق گذاشت . ایشان    می فرمایند : ” من رمی صیدا او القی حجرا فاصاب انسانا فقتله فخطأ محض ( هدف غیر انسان بوده ) و منه  ( الخطأ المحض ) ما لو رمی انسانا مهدور الدم فاصاب انسانا آخر فقتله ” از این بیان استفاده می شود که هرگاه الف مهدور الدم باشد قتل ب خطای محض خواهد بود

و بدین وسیله بین فتوای قدمای از علما که موضوع را خطای محض دانسته و فتوای متأخرین که در بعضی فروض ، موضوع را شبه عمد دانسته اند ، استیناس و مقارنت ایجاد کرد با این بیان که قائلین به خطای محض مقصودشان موردی است که الف مهدور الدم بوده و تیر به ب اصابت کرد و قائلین به شبه عمد مقصودشان موردی است که الف محقون الدم بوده و تیر به ب اصابت کرد و در هر حال تردیدی نیست که فقها این نوع قتل را عمد نمی دانند

4 ) از نظر قوانین عرفی دو قانون در این رابطه وجود دارد

1 – قانون مجازات عمومی سابق ( مصوب 1304 ) که در ماده 170 آن این نوع قتل ، قتل عمد محسوب می شد و در رأی شعبه دوم دیوان عالی کشور به شماره 1707 ( 15 / 8 / 1336 ) آمده بود : احراز قصد اشتباه در هدف ، موجب خروج از ماده 170 نیست ، اگر تیراندازی به قصد قتل کسی شده و به شخص دیگری اصابت و موجب فوت وی شده است قتل ، عمدی تشخیص می گردد

2 – قانون مجازات اسلامی ( مصوب 1370 ) که بر اساس ماده 296 این قانون : ” در مواردی هم که کسی قصد تیراندازی به کسی ( انسان ) یا شیء یا حیوانی را داشته باشد و تیر او به انسان بی گناه دیگری اصابت کند ، عمل او خطای محض محسوب می شود. ” در واقع قانونگذار در این بیان مقداری از نظر فقها را اعمال نموده است نه به طور کلی ، زیرا محور بیان فقها ، مهدور الدم یا محقون الدم بودن فرد اول است ، لکن قانونگذار سخن از فرد اول به میان نیاورده و تنها مقتول فعلی را محقون الدم فرض نموده است ، در حالیکه این موضوع مورد اختلاف نیست و از سوی دیگر فرض شبه عمد را که در بیان برخی فقها آمده بود متذکر نشده است . بنابراین   می توان نتیجه گرفت که موضوع مورد بحث در ماده 296 ق.م.ا با آنچه که قانونگذار در بند الف ماده 206 ق.م.ا بیان نموده قابل تطبیق نیست ، یعنی موضوع آن دو چیز است و اینکه بعضی از حقوقدانان دو ماده را متغایر دانسته و تقاضای اصلاح ماده 296 ق.م.ا و حذف کلمه انسان ( کسی ) را نموده اند قابل توجیه و صحیح نیست   ( منظور از نامعین در ماده 206 ق.م.ا لا علی التعیین است )

ج ) اشتباه در قصد

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید
دوشنبه 95 فروردین 30 , ساعت 6:32 صبح

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله بررسی کارکردهای مثبت طلاق از نظر زنان مطلقه شهر کرمان با word دارای 112 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله بررسی کارکردهای مثبت طلاق از نظر زنان مطلقه شهر کرمان با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

 

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله بررسی کارکردهای مثبت طلاق از نظر زنان مطلقه شهر کرمان با word

فصل اول: کلیات تحقیق
مقدمه
بیان مسئله
اهمیت تحقیق
اهداف تحقیق
فرآیند تاریخی موضوع

فصل دوم: مبانی نظری تحقیق
پیشینه تحقیق
مروری بر ادبیات تحقیق
چهارچوب نظری تحقیق
مدل علّی تحقیق
فرضیه های تحقیق
متغییرهای تحقیق
تعاریف نظری و عملی متغییرها
تعیین ابعاد و شاخص ها

فصل سوم: مبانی روش شناسی تحقیق
قلمرو تحقیق
روش تحقیق
تکنیک گردآوری داده ها
ابزار گردآوری داده ها
سوالات تحقیق
جامعه آماری
حجم نمونه

فصل چهارم: آمار توصیفی و استنباطی
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
ارائه پیشنهادها و راه حل ها
کتابنامه

بخشی از منابع و مراجع پروژه دانلود مقاله بررسی کارکردهای مثبت طلاق از نظر زنان مطلقه شهر کرمان با word

1 فورد ، دبی ، جدایی معنوی ، ترجمه سوسن اورعی ، تهران ، انتشارات
2 ساردوخانی ، باقر ، طلاق پژوهشی درشناخت واقعیت و عوامل آن ، تهران ، انتشارات
3 مطهری ، مرتضوی ، نظام حقوق زن در اسلام ، تهران ، انتشارات
4 شاملو ، بهداشت روانی ، رشد ، انتشارات ، فصل چهارم
5 حقاین زنجاین ، حسین ، طلاق یا فاجعه انحلال خانواده ، دفتر نشر فرنگ اسلامی ، انتشارات
6 برنز ،والچاک ، ترجمه : فرزانه طاهری ، طلاق از دید فرزند ، چاپ پنگوئن ، انتشارات
7 مجله زن در منظر مطبوعات
8 بولتن مرجع فمنیسم ، سردبیر مهدی مهریزی تهیه کننده مدیر مطالعات اسلامی المهدی
9 اینترنت
10 صدیق ، غلامحسین ، جامعه شناسی مسائل اجتماعی جوانان

 

مقدمه

تا توانی پا منه اندر فراق           ابعض الاشیاء عندی الطلاق 1

آنچه درسیرت پیشوایان دین مبین اسلام مشاهده شده این است که حتی الامکان سعی داشته اند از طلاق پرهیز نمایند و اگر به ندرت طلاقی صورت گرفته علت منطقی و معقولی داشته است . چنانچه امام محمد باقر (ع) زنی را اختیار می کند که بسیار مورد عاقه ایشان بوده است در طول زندگی زناشویی حضرت متوجه می شوند که این زن با حضرت امیرالمومنین  علی (ع) دشمنی داشته و بغض آن حضرت را در دل دارد نهایتا            ً حضرت امام باقر (ع) همسر خود را طلاق می دهد . وقتی که از امام سئوال می شود که با وجود علاقه ای که به همسرتان داشته اید چرا او را مطلقه کردید ؟ پاسخ دادند

« نخواستم قطعه ای از آتش های جهنم در کنارم باشد »

طلاق در عین اینکه امری مغبوض و مورد نفرت است و زیان های عظیم برای فرد و جامعه در پی دارد . خالی از فواید و مزایا نیست ، نخستین فایده آن این است که از زندان زندگی خانوادگی دریچه ای به سوی فضای آزاد و باز می گشاید. به هنگامیکه در خانه ای سازش و الفت نباشد آن خانه جهنمی سوزان و حتی از آن نیز خطرناک تر و وحشت انگیزتر است . اگر بنا بود زن و شوهر در عین نفرت نسبت به هم مجبور به زندگی می بودند مرگ بر این زندگی ترجیح داشت مفاسدی پدید می آمد که موجب بدبختیهای عظیم می شد و حتی ممکن بود درمواردی به شرف و عزت آدمی لطمه وارد سازد

طلاق می تواند زمینه ای برای آگاهی و تنبیه فرد باشد و او را از وضعی که در آن است بیدار کرده و هوشیار سازد. معمولاً پس از طلاق اندیشه ها تعدیل ، فکرها منظم تر و از ادامه اشتباهات جلوگیری به عمل می آید

بیان مسأله : 1

طلاق پدیده ای ناپسند است و یکی از مشکلات جوامع بشری که متاسفانه روزبه روز در حال افزایش است . طلاق را از مهمترین پدیده های حیات انسانی تلقی می کنند این پدیده اضلاعی به تعداد تمامی جوانب و اضلاع جامع انسانی دارد . طلاق یک پدیده روانی ، اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی است همچنین طلاق یک پدیده ارتباطی است بدینسان که در جامعه ای که فاقد ارتباطات سالم ، درست  طبیعی است پیوند زناشویی نیز استثناء نیست . پیوندهای ازدواج به زودی برقرار می شود و به زودی نیز قطع می گردد . پدید طلاق پدیده ای  دقیقاً چند عاملی است بدینسان که هرگز یک عامل به تنهایی نمی تواند موجبات پیدایی آنرا فراهم کند در بسیاری از خانواده ها زن و شوهر و حتی فرزندان آنها قادر نیستند بدون جنجال با یکدیگر گفتگو کنند و غالباً مردها به واسطه تربیت و فرهنگی که ریشه تاریخی در سرزمین ما دارد برای زن نه تنها ارزش قائل نیستند بلکه خود را رئیس خانواده ، عقل کل و صاحب امتیاز و مالک زن و فرزند خود می پندارند و حتی اعمال خشونت به زن را جزئی از حقوق طبیعی خود می دانند و به این واسطه زنان نیز اعتماد به نفس خود را از دست می دهند و غالباً وضعیت خود را پذیرفته اند و زورگویی ها ، توهین ها و تحقیرها و حتی کتک های شوهر را تحمل می کنند

هنوز در مناطقی از کشورها قیود خانوادگی ، آداب و رسوم و سنت های دیرپای اجتماعی حتی در بدترین شرایط مانع از دادخواهی زنان است در مناطقی از ایران زنان از شدت فشار زندگی و جفای مردان دست به خودکشی می زنند و در مواردی هم زنان در جستجوی رهایی دست به دامن قانون می شوند و از همس خود جدا می شوند

طلاق هر چند پدیده ای  ناپسند است ولی واقعیتی اجتماعی که در مواردی نیز حتی گریز ناپذیر و مفید و لازم است که نیازمند برخورد صحیح می باشد به طلاق می توان به عنوان پابان همه چیز به عنوان آغاز یک زندگی جدید و پرشور همراه با روابط سالمتر نگریست . همچنین طلاق را می توان به عنوان یک برد و نه باخت نگاه کرد . بسیاری از زنان مطلقه از این شکست در روابط خود درس می گیرند و راهی برای روابط جدید و امکانی برای موقعیت های آینده می دانند . برای بسیاری از این زنان طلاق تجربه ای سرشار از رحمت است بسیاری از این زنان که اینک زندگی سرشار از رنج و مشقت به واسطه ی طلاق رهایی می یابند انگیزه ای جدید برای ادامه زندگی پیدا می کنند و اگر نگرش ها به این امر واقع گرایانه نباشد سطح وسیعی از زنان را از نظر روحی دچار مشکل می کند

تا به حال تحقیقات زیادی راجع به طلاق عوامل و پیامدهای آن شده است هدف در این تحقیق تاکید بر جنبه های مثبت طلاق از دیدگاه زنان مطلقه است

اهمیت تحقیق

زن در جامعه ما هنوز به عنوان موجودی که وابسته به مرد و نه یک انسان مستقل شناخته می شود و همین امر باعث عدم اطمینان لازم به این قشر از سوی جامعه است . زنان دچار فقدان اعتماد به نفس شده و ترس در میان آنها رسوخ پیدا کرده و مشکلات اقتصادی فراوانی دارند . فرهنگ غلط در خصوص زنان مطلقه مشکلات جدیدی را برای زنان ایجاد کرده است که این فضا زنان ما را رنج می دهد

زن مطلقه باید با دید باز و بدون در نظر رفتن افکار و دیدگاههای غلط به صورت منطقی با این معضل برخورد  نماید و خود را اسیر قیود غلط جامعه ناشی از تفکرات جاهلانه بکنند

مسلماً نقش زنان در تغییر این فرهنگ و نگرش ها نقشی اساسی  و اصلی است و جامعه باید آگاهی های لازم را به زنان بدهد تا بتوانند به راحتی مشکلات را شناسایی کنند و به صورت منطقی با آنها برخورد کنند

اگر زمینه های قانونی و اجتماعی به گونه ای باشد که زن بتواند به حقوق خود دست یابد بسیاری از خلأ ها جبران می شود

توجه به نیازهای عاطفی زن پس از طلاق می تواند کمک بزرگ یبه سلامت معنوی زنان مطلقه باشد . مردان گرایش به آن دارند که طلاق را به عنوان چیزی به ناگهان رخ کرده است . اداراک کنند زنان بیشتر احتمال می رود که آن را به عنوان نقط پایانی بر یک فرایند طولانی قلمداد کنند به همین خاطر است که زنها کمتر احساسهای منفی ر ا دربار طلاقشان گزارش می کنند

این تحقیق سعی بر آن دارد تا با تاکید بر جنبه های مثبت طلاق برروی زنان مطلقه قدمی هر چند کوتاه  در راه تغییر نگرش منفی جامعه نسبت به طلاق و خصوصاً زنان مطلقه بردارد

اهداف تحقیق

هدف اصلی در این تحقیق این است که داشتن پشتوانه مالی چه نقشی در نگرش مثبت زنان مطلقه به طلاق دارد

اهداف فرعی :

تحصیلات زنان مطلقه چه نقشی در نگرش مثبت به طلاق دارد ؟

داشتن حضانت فرزند چه نقشی در نگرش مثبت به طلاق دارد ؟

گرفتن مهریه چه نقشی در نگرش مثبت به طلاق دارد؟

شاغل بودن زنان مطلقه چه نقشی در نگرش مثبت به طلاق دارد ؟

فرآیند تاریخی طلاق1

کلمه طلاق از نظر لغوی به معنای مطلق شدن و جدایی می باشد ولی در کل به  معنای نتیجه و آخرین چاره ناسازگاری ، تفرقه ، تنفر ، اختلاف نظر ، برآورده نشدن توقعات و انتظارات زوجین و همچنین عدم آشنایی زوجین به نقش ها و وظایف خود است

مسأله طلاق در مسیحیت

مذاهب سه گانه ( کاتولیک ، ارتودکس ، پروتستان ) که اکثریت قرب به اتفاق پیروان دین مسیح از این 3 مذهب خارج نیستند دید خاصی به این مسأله مهم خانوادگی داشتند

مذهب کاتولیک طلاق را حرام می داند و تحت هیچ عنوان حتی در صورت خیانت زن و شوهر پیوند زناشویی را قابل انحلال نمی داند و تنها راهی که اصحاب کلیسا در صورت خیانت در پیان زناشویی پیشنهاد می کند این است که تفرقه جسمانی بین آن دو برقرار شود یعنی جدا از یکدیگر زندگی کند اما هیچ کدام از زن و مرد نمی توانند مجدداً ازدواج کنند

اما دو مذهب ارتودکس و پروتستان طلاق را در موارد نادری جایز می دانند در مورد خیانت در زناشویی اما بعد از وقوع طلاق زن و شوهر هر دو از ازدواج حتی با افراد بیگانه محروم می باشند!

همان طور که ملاحظه می کنید کشیشان چه مشکلاتزیاد طاقت فرسایی برای پیروان خود ایجاد کرده اند و چطور آنان را به سوی زنا و فحشا سوق داده و بردامنه اختلاف خانوادگی و آمارجنایت و خیانت افزوده اند به طوریکه دانشمند مسیحی فرانسوی مسیو بلانیول در کتاب « مکنون مدنی فرانسه » می نویسد

« قانون کلیسا در مورد عدم جواز طلاق کاری انجام داد که زن و شوهر همواره بسوزند و بسازند و در اجباری همواره باقی باشند»

ولتر نویسنده و شاعر شوخ طبع و طنز گوی فرانسوی در سخنان اعتراض آمیز خود به قوانین کلیسا چنین می گوید

« ازدواج و طلاق در این جهان تقریباً با هم متولد شده اند جز اینکه شاید چند روزی ازدواج جلوتر متولد گردید

بدین معنی که پس از زناشویی و گذشت چند روز کار زن و شوهر به زد و خورد و طلاق کشید »

«این حقیقت است که ازدواج و طلاق با هم به دنیا آمده اند و هر دو از قدیم بوده اند و هر دو برای بشر ضروری و لازم اند. »

از این رو در تمام قوانین و تواریخ ملل قدیم یونان ، ایران باستان ، آیین یهود و قوانین حمورابی مسأله طلاق وجود داشته و غالباً در دست مرد بوده و زن اختیاری در آن نداشته

طلاق در آیین برهما :

در آیین برهما طلاق جایز و به عهده مرد بوده و در مواردی مانند نازایی امری لازم شمرده می شود


 

1 .مولوی

1 . finding problem

1 . turgets

1 . Historical Process

1 . حقوق و حدود زن در اسلام


برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دوشنبه 95 فروردین 30 , ساعت 6:32 صبح

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله جنسیت و زیبایی‌ شناسی با word دارای 305 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله جنسیت و زیبایی‌ شناسی با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

 

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله جنسیت و زیبایی‌ شناسی با word

چکیده
مقدمه
چکیده و ساختار مطالب
فمینیسم
تاریخ هنر از منظر فمینیسم
1- هنرمندان و هنر: مختصری از تاریخ مفاهیم
مبانی مفهومی
ایده هنرمند: اسلاف باستانی
میمیس: توهم و واقعیت
بحث از موزها در باب خلاقیت
هنرورزی: افراد و گروه‌ها
هنرهای زیبا و تصور مدرن از هنرمند
نبوغ
نظریه‌های بیانگری در هنر
خلاصه

2- لذات زیبایی شناسانه
زیبایی شناسی
ذوق و زیبایی
آراء برک در باب زیبایی
آراء کانت در باب احکام ذوقی
ذوق چه کسی؟
نظریه‌های مربوط به نگرش زیبایی شناسانه
نقدهای فمینیستی در مورد درک زیبایی شناسانه
خلاصه
3- آماتورها و حرفه‌ای‌ها
آموزش و پرورش: چه کسی می‌‌آموزد؟
موسیقی
اجرا
سرایش
نبوغ و فردیت
ادبیات
نوشتن و فروختن
دگربار فردیت
نقاشی
دیدن
پرسپکتیو خطی
بازنگری گذشته
خلاصه
4- جنسیت عمیق: ذوق و خوراک
حواس پنجگانه
لذات محسوس و زیبایی شناسی 155 ذهنیت و عینیت
دفاعی از ذائقه
خوراک و / در/ به عنوان هنر
آیا پخت و پز یک صورت هنری است؟
خوراک در هنر
خوراک به عنوان رسانه هنری
خلاصه
5- چیست هنر؟ (هنر چیست؟)
تعاریف و زمینه‌هایشان
هنر و ضد هنر
نظریه نهادی
هنر به عنوان یک آیینه: آرتور دانتو
آثار فمینیستی و مفاهیم متغیر هنری
رسانه و پیام
بدن هنرمندان
خلاصه
6- لذات دشوار : والایی و اشمئزاز
ملاحظه مجدد ذهن و جسم
بار دگر والایی
لوسی ایریگاری: ذهنیت جنسیت مدار
اشمئزاز به عنوان یک واکنش زیبایی شناسانه
اشمئزاز و فروافتادگی: جولیا کریستوا
اشمئزاز: مضمون و ایهام
خلاصه
یادداشت‌ها
فهرست تصاویر
واژه نامه
نمایه
منابع و مأخذ مقدمه
Abstract

 

بخشی از منابع و مراجع پروژه دانلود مقاله جنسیت و زیبایی‌ شناسی با word

_ Battersby, Christine, Gender and Genius: Towards a Feminist Aesthetics,

_ Encyclopedia of Aesthetics, by Michael Kelly, Oxford University Press, New York 1998, Oxford, (4 volumes)

_ Gouma Peterson, Thalia, and Patricia Mathews. The Feminist Critique of Art History, Art Bulletin, ( September 1987 )

_ Korsmeyer, Carolyn, “Perceptions, Pleasures, Arts”, Princeton,

_ Lippard, Lucy R. The Pink Glass Swan, New York,

_ Nochlin, Linda. “Why Are There No Great Women Artists”, Women, Art, and Power and other Essays, New York,

_ Parker, Rozsika & Pollock, Griselda. Old Mistresses: Woman, Art, and Ideology, New York,

 

چکیده و ساختار مطالب

در این رساله ترجمه فصولی از کتاب «جنسیت و زیبایی شناسی»[1] به تالیف «کارولین کورس مایر»[2] ارائه شده است. کارولین کورس مایر، استاد فلسفه دردانشگاه بوفالو ، دانشگاه ایالتی نیویورک[3] و نیز مولف کتاب «معنا بخشیدن» به ذوق : طعام و فلسفه[4]» (1999) و ویراستار کتب متعدد دیگری در حوزه‌های زیبایی شناسی و فمینیسم می‌باشد

سبک نگارش کورس مایر دراین کتاب، روان و قابل فهم است و مطالعه آن برای دانشجویان فلسفه، علاقه‌مندان به مطالعات جنسیتی و تحقیقات در زمینه هنرهای بصری و نظریه‌های مربوط به هنر، آسان و سودمند می‌باشد؛ علاوه براین نامبردگان، تمام افراد دیگری نیز که به نوعی علاقه‌مند به مطالعه در مورد تاثیر جنسیت بر نظریه‌های مربوط به هنر هستند، قادر خواهند بود تا به سهولت از این کتاب استفاده کنند

هرگونه نارسایی و کمبود در متن برعهده اینجانب (مترجم) می‌باشد، و بخشی از مشکلات پیش آمده حین ترجمه متن، مستقیماً ناشی از عدم وجود واژه‌های جایگزین مناسب در زبان فارسی، معادل واژه‌های تخصصی موجود (در زبان انگلیسی) در زمینه زیبایی شناسی و فمینیسم بوده است. سعی اینجانب در ترجمه این کتاب بر امانتداری نسبت به متن استوار بوده و در عین استفاده از روش ترجمه لفظی، همواره در حفظ معنا نیز کوشا بوده‌ام و با اینکه هیچ‌گونه دخل و تصرف در متن را جایز ندانسته‌ام، ولیکن در پاره‌ای از موارد به قصد رساندن معنا به خواننده، از توضیحات اضافی که در پاورقی‌ها آمده است دریع نکرده‌ام

دامنه بحث کورس مایر در این کتاب بسیار وسیع بوده و جنبه‌های مختلف زیبایی شناسی از جمله جنبه‌های تاریخی، اجتماعی و فرهنگی را دربرمی‌گیرد. این کتاب در متن اصلی خود شامل 6 فصل می‌باشد که در این رساله تنها ترجمه 5 فصل نخست آن، ارائه شده است

هر فصل از کتاب به بحث در مورد موضوعات و متفکران مهم در حوزه هنر می‌پردازد و نقش جنسیت را در فهم ما از خلاقیت، نبوغ و کیفیات زیبایی شناسانه بررسی می‌کند. نظریه‌های مربوط به فیلسوفان تاثیر گذار متعددی، از جمله افلاطون، کانت و هیوم که ایده‌های فلسفی حاوی مفاهیم جنسیتی را ابداع کرده و اشاعه داده‌اند، در این فصول مورد بررسی قرار می‌گیرد. نظریه پردازان معاصری از جمله لوسی ایریگاری[5] و جولیا کریستوا[6] نیز در ارتباط با عملکرد جنبش‌های هنری فمینیستی معرفی می‌شوند و نظریات ایشان مورد بررسی قرار می‌گیرد. مولف (کارولین کورس مایر) همچنین توجه خود را در بخش‌هایی از کتاب به موضوعات غیر ارتودوکسی نظیر طعام و ارتباط آن با زیبایی شناسی معطوف می‌کند

این کتاب حاوی توضیحات تصویری برگرفته‌ از آثار هنری مربوط به گذشته و دوره معاصر می‌باشد و از این طریق مفاهیم غالباً دشوار را به نحو ساده‌تری توضیح می‌دهد

نظریه‌ها و چارچوب‌های مفهومی مرتبط با هنر و زیبایی شناسی به طور مفصل در این کتاب مورد بحث قرار می‌گیرند. موضوعات مذکور، از نظر گاهی فمینیستی، یعنی با توجه به نقشی که جنسیت در شکل گیری و به کارگیری ایده‌های مربوط به آثار هنری، خلاقیت و ارزش زیبایی شناسانه داراست، مورد بررسی قرای می‌گیرند. چنین رهیافتی گویای این نکته است که تصاویر، بازنمایی ها و بیانگری ایده‌ها، نه تنها به دلیل زیبایی، استعداد هنری یا ارزش‌های ذاتی که دارند، بلکه همچنین به دلیل نمایش وضعیت اجتماعی و قدرت نیز از اهمیت بسیاری برخوردارند

در این کتاب، مفهوم جنسیت و تاثیر آن برموقعیت اجتماعی و فرهنگی و ارتباط آن با مراحل پیشرفت و تکامل هنر به طور اخص ارزیابی می‌شود. مولف اهمیت قابل توجهی برای هنر و ذوق زیبایی شناسانه قائل است و آنها را امور قدرتمندی در زمینه شکل‌گیری شخصیت اجتماعی و فردی و ارزش‌های فرهنگی می‌داند، لذا مباحث گسترده‌ای در زمینه قدرت و کیفیت ارزش‌های زیبایی شناسانه در حوزه مفاهیم اجتماعی و جنسیتی مطرح می‌کند

زیبایی‌شناسی[7] به عنوان یک علم، بدون شک دارای نظمی فلسفی می‌باشد و لیکن این انتظام فلسفی هرگز محدود به نظریه‌ها یا نقادی‌های هنری نیست و فلسفه هنر[8] نیز به عنوان یکی از فلسفه‌های مضاف، محدوده وسیعی از علم زیبایی شناسی را به خود اختصاص می‌دهد[9]قصد بر این است که «فلسفه هنر» در مورد تمامی انواع هنرها مباحثی ارائه دهد، هر چند که واژه «هنر»[10] واژه‌ای است با قابلیت انعطاف بسیار بالا که محدود کردن حوزه استفاده از آن امر دشواری به شمار می‌رود. امروزه واژه هنر (مخصوصاً) در زبان انگلیسی یادآور هنرهای تجسمی همچون نقاشی، طراحی و مجسمه‌سازی می‌باشد[11]هنرهای نامبرده را معمولاً به عنوان هنرهای زیبا[12] می‌شناسیم، بدین ترتیب بسیاری از آثار زنان که عمدتاً محصولاتی خانگی از جمله گلدوزی، سوزن دوزی، قلاب بافی و حتی آشپزی می‌باشند، از حیطه هنر (زیبا) خارج مانده‌اند؛ مولف دراین کتاب مباحث بسیار تازه‌ای در زمینه ارتباط کوشش و تلاش زنان در خانه و مفهوم هنر و اثر هنری مطرح می‌کند. در عین حال، انواع مختلف هنرها، تا سرحد امکان در این کتاب به طور جداگانه و به مقدار مساوی مورد بررسی قرار می‌گیرند؛ البته به دلیل محدود بودن امکان بحث در مورد تمام هنرهای زیبا، مولف به بحث در مورد چند نوع اصلی این هنرها از جمله نقاشی، موسیقی، ادبیات و بخشی از هنرهای نمایشی می‌پردازد و از این طریق، تاثیر جنسیت را در فضای پرپیچ و خم زیبایی شناسی تحلیل می‌کند

امروزه مراجعه به مساله جنسیت و بحث در مورد آن در حوزه مباحث فمینیستی شایع است ولیکن بحث‌های تخصصی در مورد اهمیت و تاثیر جنسیت در حوزه زیبایی شناسی (از یک دیدگاه فمینیستی ) همچنان دچار نقصان بوده و تحقیقات و مطالعات بیشتری دراین زمینه لازم به نظر می‌رسد. البته در کشور ایران به ندرت مطالعه مستقل و معتبری در این زمینه انجام گرفته است، لذا ارائه ترجمه این کتاب، تقریباً اولین تلاش در زمینه بازگشایی مباحث مربوط به جنسیت (در ارتباط با هنر) به شمار می‌آید

مطالعه مفهوم جنسیت در ارتباط با علم زیبایی شناسی صرفاً به معنای تحقیق در مورد زنان هنرمند نیست بلکه چنین مطالعه‌ای شامل تحلیل مفاهیم پایه‌ای و بعضاً متضاد و بررسی معانی دارای نوسان و متغیر مربوط به شالوده‌های ارزشی در زمینه‌های مختلف تاریخی و فرهنگی نیز میشود. تحلیل جنسیت از لحاظ فلسفی در سطوح مختلفی قابل اجرا است که البته رعایت بی‌غرضی فلسفی در تمامی این سطوح از لوازم بحث‌های نظری بوده و ضروری به شمار می‌آید، مولف درهمین راستا، مواردی را ارائه می‌دهد که این بی‌غرضی فلسفی از جانب فیلسوفان و نظریه پردازان به کرات نادیده گرفته شده است

شوپنهاور اشاره می‌کند که زنان فاقد خلاقیت هنری می‌باشند[13]، اظهاریه وی آشکارا در ارتباط با جنسیت مطرح شده است و تحت مباحث مربوط به تحلیل جنسیت قرار می‌گیرد. در مواردی هم تبعیضات جنسیتی (از لحاظ هنری) در نظریه‌‌های مختلف، مخفی باقی مانده‌اند که مولف در این کتاب پرده از آنها برمی‌دارد و نقادانه به بررسی و تحلیل آن‌ها می‌پردازد؛ این موارد شامل نظریه‌های مختلفی در رابطه با مفاهیمی همچون زیبایی[14]، ذوق[15] و نبوغ[16] می‌شوند

البته کاملاً مشهود است که ابعاد جنسیتی نظریه‌های مختلف چه در حوزه هنر و چه در حوزه فلسفه، در نگاه نخست قابل رویت نیستند و برای رسیدن به درک عمیق تری از این امور، موشکافی‌های نقادانه بیشتری لازم است مولف در جای جای کتاب از واژه جنسیتی[17]استفاده می‌کند و از این طریق نشان می‌دهد که چگونه اصطلاحات مبنایی در فلسفه هنر و نظریه‌های هنری، بعضاً با توجه به جنسیت و یا کاملاً بی‌غرضانه به کار رفته‌اند. یک مفهوم جنسیتی (یا جنسی شده)، آن مفهومی است که دارای انحرافی پنهانی به سمت وارد کردن (یا دلالت ضمنی بر) مفهوم جنسیت باشد، در این موارد ایده مطرح شده صرفاً مربوط به افراد مذکر یا حتی درموار خاصی صرفاُ مربوط به افراد مونث می‌شود

مولف در این کتاب، جنسیت پنهان در ایده‌ها و نظریات را برای خواننده آشکار می‌کند و مراحل این پدیده (یعنی جنسی شدن ایده‌ها و نظریات) را در سطوح مختلف نشان می‌دهد، محدودیت‌های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی نیز که در طول تاریخ، زنان را از ورود به حوزه‌های هنری محروم کرده‌اند، در این کتاب مطرح و تحلیل می‌شوند

این تحقیق عمدتاً برمبنای مفاهیم پایه‌ای در نظریات زیبایی شناسی (از جمله نظریات مربوط به هنر، هنرمند، ذوق و امر والا) انجام شده است. هدف نهایی این تحقیق ارائه یک زیبایی شناسی  فمینیستی یا شاخه‌ای از هنر به عنوان «هنر زنانه» نیست، چرا که زنان نیز دارای گوناگونی‌های بسیار بوده  و بسته به شرایط فرهنگی، دوره تاریخی و موقعیت اجتماعی که دارند، تحت گروهها و دسته‌های مختلفی‌ طبقه‌بندی میشوند، لذا انتظار کشف یا پایه‌گذاری یک فلسفه هنر یا علم زیبایی شناسی مخصوص به زنان که در همه امور و مفاهیم دارای مبانی و نظریات مشترکی باشد، کاملاً انتظاری بیهوده و غیر عقلانی است

قصد مولف دراین کتاب، ارائه یک نوع دیدگاه جدید است که بتوان از طریق آن بار دیگر هنر، فلسفه و زیبایی شناسی را مورد بررسی قرار داد؛ نتیجه این تحقیق از چنین منظری (یعنی از منظر فمینیستی و در ارتباط با جنسیت) می‌تواند کاملاً به نتایج متفاوت و بعضاً متضادی ختم شود، همانطور که در فلسفه نیز مشاهده می‌کنیم که فیلسوفان و نظریه‌پردازان مختلف با روش فلسفی (که می‌توان آن را یک روش شناخته شده و هماهنگ دانست) به نظریات و نتایج کاملاً متفاوتی دست می‌یابند

حوزه مباحث مطرح شده در این کتاب محدود به «فلسفه غربی»[18]می‌باشد ، فلسفه غربی شامل سنت‌های نظری است که از طریق نظریه‌های مطرح شده در اروپا شکل گرفته‌اند. در سه فصل اول به مباحث تاریخی خواهیم پرداخت و تمرکز اصلی ما در این سه فصل بر روی نقد مفاهیم نظری و کشف تبعیضی خواهد بود که در این نظریات غالباً به سود جنس مذکر ایراد شده‌‌اند

در این فصول روش‌های متعددی معرفی می‌شوند که می‌توان توسط آن‌ها، ایده‌های جنسی شده را در بطن نظریات مربوط به هنرمندان، هنرهای زیبا و ارزش زیبایی شناسانه مورد تشخیص و ارزیابی قرار داد

روش بحث دراین فصول با تکیه بر تحلیل نظام دوتایی (ثنوی) امور متضادی است که به نحوه تفکر ما در مورد موضوعات مختلف فلسفی نظم می‌بخشند. این انتظام‌های دوتایی شامل ثنویت  بین ذهن و جسم ماده و صورت ، عقل و احساس، فرهنگ و طبیعت و بسیاری ثنویت‌های دیگر از جمله امور دوتایی همچون مونث و مذکر، زنانه و مردانه می‌شوند

مولف در ابتدای این تحقیق به بررسی مفهوم سنتی هنرمند می‌پردازد و توضیح می‌دهد که چگونه مفهوم «خالق هنری» به شدت دچار تاثیرات جنسیتی شده است و غالباً دراشاره به ایده‌آل‌های مردانه به کار می‌رود. در این مرحله آشکار می‌شود که علی‌رغم حضور زنان هنرمند در طول تاریخ و مشارکت ایشان در پیشرفت تاریخ هنر، معیار یا الگوی شناسایی هنرمند همچنان یک خالق مذکر است، یعنی هنرمند خلاق مذکری که از نبوغ برخوردار است

این مفاهیم دارای تاریخچه خاصی هستند و در دوره رنسانس و در اروپا شکل گرفته و در دوره رمانتیک به اوج رسیده‌اند. حتی امروزه نیز تاثیرات قابل توجهی برنحوه تفکر ما دارند

اموری که ما امروزه آن‌ها را به طور کلی هنرهای زیبا می‌نامیم، درون حوزه‌ای متناهی قرار دارند، حوزه‌ای که  به طور سنتی شامل هنرهایی از جمله معماری، مجسمه‌سازی ، نقاشی، شعر و موسیقی می‌شود. با شکل‌گیری تدریجی مفهوم هنر زیبا در دوره رنسانس، در حین قرن هفدهم، بعضی از انواع فعالیت‌ها همچون قلاب دوزی و گلدوزی از حوزه «هنر» خارج ماندند و به عنوان «پیشه»[19]شناخته شدند

این امور از لحاظ سنتی مربوط به پیشه، مهارت و صنعت بوده و شامل بسیاری از محصولات خانگی می‌شوند که توسط زنان متعلق به طبقه‌های مختلف اجتماعی و به قصد زیباسازی و تزئین محیط خانه و یا ایجاد آسایش بیشتر در خانه ساخته شده‌اند محدود شدن ایده هنر به هنرهای زیبا ، نتایج قابل توجهی به بار آورده و بسیاری از محصولات ساخته دست زنان را تحت تاثیر قرار داده است.چرا که در نظریه‌های مربوط به هنرهای زیبا هرآنچه که به قصد استفاه روزمره ساخته شده باشد، از حوزه هنر خارج خواهد ماند. هنر زیبا درمهم‌ترین شکل خود می‌بایست برآمده از نبوع باشد و نه محصولی از مهارت. طبق این رویکرد، هنر زیبا به خودی خود دارای معناست و تنها به دلیل خصوصیات ذاتی خود دارای ارزش شناخته می‌شود، بدین ترتیب بسیاری از آثار و محصولات خانگی ساخته زنان، هرچند زیبا، که دارای کارکردی روزمره و کاربردی هستند از نائل آمدن به شأن هنری و قرار گرفتن در طبقه هنرهای زیبا محروم خواهند ماند

در فصل دوم به مفهوم «زیبایی شناسی» به عنوان واژه‌ای ارزشی که در برگیرنده هنر، زیبایی طبیعی و توانایی قضاوت در مورد کیفیت زیبایی شناسانه و قوق ذوق است، می‌پردازیم ذوق مفهومی است که درکنار مفاهیمی چون زیبایی و والایی، نخستین نظریه مدرن زیبایی شناسی را شکل داد، مفاهیم مذکور به طور کلی دارای دلالت‌های ضمنی در زمینه‌های جنسیتی می‌باشند

«زیبایی» واژه‌ای است که معمولاً با جنس مونث ارتباط نزدیکی دارد، در حالیکه «والایی»[20] بر قدرت رعب‌آور طبیعت و نبوغ هنری (که عموماً به مرد اختصاص داده شده است) دلالت دارد. این واژه‌ها درسیر تاریخی پیشرفت و تکامل خود برامور جنسیتی بیشماری دلالت داشته‌اند

فصول مقدماتی این کتاب عمدتاً بر روش‌های شکل‌گیری یک نظریه و چگونگی حضور تبعیضات جنسی در مفاهیم هنری از جمله مفهوم خلاقیت و مشرب‌های زیبایی شناسانه تاکید می‌ورزند. درفصل سوم، تحلیل این امور گسترش می‌یابد و تاثیر آن‌ها در نظریه‌های مختلف مورد بررسی قرار می‌گیرد. در این فصل به اثار و نتایج عملی نظریه های فلسفی در زندگی روزمره افراد در جوامع مختلف توجه می‌شود و محدودیت‌هایی که زنان (به ویژه زنان هنرمند) در مسیر پیشرفت خود با آن‌ها مواجه بوده‌اند مخصوصاً در قرون هجده و نوزده (یعنی زمانی که مفهوم هنر زیبا درمیان طبقه متوسط و بالای اجتماعی به اوج خود رسیده بود و ایده‌آل‌های مربوط به زنانگی و نزاکت و برازندگی دچار محدودیت‌های خاص شده بودند) مورد تحلیل قرار می‌گیرد

فصل چهارم در مسیر گزارش تاریخی وارد می‌شود و مرکز تحلیل خود را متوجه سطح عمیق‌تری می‌کند و پس زمینه‌ای برای تحقیق در مورد علم زیبایی شناسی ارائه می‌دهد: چه معیارهایی برای تشخیص تعلق یک موضوع به حوزه فلسفه وجود دارند؟ آثارهنری از لحاظ سنتی همیشه موضوعاتی برای مباحث فلسفی بوده‌اند، همچون قوه تمیز دهنده ذوق درمورد مسائل زیبایی شناسانه، ولیکن این امور بر چه مبانی استوارند؟

ذوق به معنای لفظی کلمه (قوه ذائقه) هرگز موضوعی برای تفحص فلسفی نبوده است همچنین غذا خوردن نوشیدن و امور مربوط به آنها نیز (جز در موارد اندکی که معطوف به مسائل اخلاقی بوده‌اند ) همواره خارج از حوزه فلسفه بوده‌اند. این موضوعات و فعالیت‌های مربوط به آن‌ها، آشکارا دارای اهمیت خاصی در زندگی انسان هستند ولیکن به ندرت به عنوان موضوعاتی برای مباحث جدی فلسفی تلقی شده‌اند. فصل چهارم این کتاب، برای نخستین مرتبه، از منظری فلسفی به این مباحث می‌پردازد و دراین زمینه مباحث گسترده‌ای در توضیح حواس پنجگانه آدمی و ارتباط آن‌ها با دریافت هنری ما از آثار گوناگون، ارائه می‌دهد

فصل پنجم به هنرمندان فمینیستی می‌پردازد که آگاهانه از میراث گذشته خود در جهت ارتقاء وضع کنونی و حتی وضع آینده استفاه کرده‌اند. تلاش‌های مختلف هنرمندان و نظریه پردازان و یا فیلسوفان جهت ارائه تعریفی  از هنر در این فصل مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد. در همین فصل، مباحثی نیز در مورد هنر وضد هنر ارائه می‌شود و نظریه آرتور دانتو[21]به طور مفصل در همین راستا ذکر می‌شود. در انتهای این فصل کوشش هنرمندان و نظریه پردازان فمینیست جهت تغییر مفاهیم هنری به تفصیل مورد بررسی قرار می‌گیرد

در آخرین فصل از این کتاب، جنبه های خاصی از بعضی هنرهای فمینیستی و ارتباط آن‌ها با ایده های فلسفی در حال تغییر در باب ذهن و جسم مورد بررسی قرار می گیرد. توجه به جسم و تأثیر آن در تجربه، عاطفه و ذهنیت از موضوعات اصلی مورد بحث در فصل ششم هستند. کورس مایر در این فصل بار دگر به مفهوم والایی و امر والا باز می‌گردد و این بار مفهوم اشمئزاز و امر مشمئز کننده را به عنوان جایگزینی معاصر و پسا مدرن برای مفاهیم کلاسیک مذکور ارائه می دهد

تمامی فصول کتاب با ارائه خلاصه‌ای از همان فصل پایان می‌یابند لذا خواننده قادر است تا در پایان هر فصل مطالب آن فصل را جمع‌‌بندی کرده و درک کلی تری از مفاهیم ارائه شده به دست آورد

تمامی مطالب داخل کروشه ]     [، حاضر در متن را اینجانب به عنوان مترجم و برای رساندن معنا به خواننده اضافه کرده‌ام و برخی از مطالب ذکر شده در پاورقی‌ها را نیز به قصد توضیح بیشتر افزوده‌ام، سعی و تلاش من در ترجمه این کتاب، گشایش دریچه‌ای به فضای پرپیچ‌و خم هنر زنانه و روشن‌کردن مسیری برای پژوهشگران آتی در این زمینه بوده است، هرگونه نقص و کمبودی در این زمینه کاملاً برعهده اینجانب بوده که امیداورم محققان و مترجمان محترم دیگر با استفاده از مطالب ارائه شده در این رساله، به مراتب بالاتری در زمینه زیبایی شناسی فمینیستی و تاثیر جنسیت برهنر دست یابند

در بخش دوم پیشگفتار که در صفحات آتی ملاحظه خواهید کرد، چکیده‌ای از فلسفه و هنر فمینیستی (از لحاظ تاریخی و ساختاری) ارائه‌ داده‌ام، تا ذهن خواننده پیش از مطالعه متن اصلی، اندکی با مفاهیم و موضوعات مورد بحث در کتاب آشنا شود و با چشم اندازی عمیق‌تر و دقیق‌تر به بررسی موضوعات نسبتاً جدیدی که کمتر مورد بحث و موشکافی‌های دقیق فلسفی قرارگرفته‌اند، بپردازد

فمینیسم

دراین بخش از پیشگفتار، تاریخچه و ساختار فلسفه فمینیستی در حوزه زیبایی شناسی را مورد بررسی قرار داده و شاخه‌ها و شعب مختلف این فلسفه را به تفصیل بازگو می‌کنیم و به توضیح نحوه پیشرفت فلسفه فمینیستی در زمینه هنر و رهیافت‌های موجود در این زمینه می‌پردازیم

عالم هنر در اواخر قرن بیستم شاهد حضور بی‌سابقه زنان هنرمند بوده است، حضور این زنان (چه به دلیل پیشرفت استعداد‌هایشان، چه به دلیل برخورد مناسب جامعه، جهت برخورداری و استفاده ایشان از تسهیلات فرهنگی و اجتماعی) به نحو شایسته‌ای در این دوره تاریخی به ثبت رسیده و مورد توجه واقع شده است. تاثیر ایشان در هنر دوره خود، از حوزه محصولات کاربردی و خانگی بسی فراتر رفته و نسبت به گذشته در حوزه‌های وسیع‌تری، مورد توجه و تحلیل زیبایی شناسانه واقع شده است

حین پیشرفت نظریه‌های فمینیستی در مورد هنر و فلسفه هنر و نیز مورد بحث قرار گرفتن آثار هنری زنان در حوزه‌های مختلف زیباشناسی ، دو رویکرد متفاوت از جانب نظریه پردازان فمینیست شکل گرفته است . ایشان از طرفی به جنبه‌های درونی آثار و از طرف دیگر به جنبه‌های بیرونی، برای مثال، وضعیت اجتماعی خالق اثر پرداختند. بدین ترتیب دو بعد متفاوت در زمینه‌ پرداختن به هنر و آثار هنری از جانب فمینیست ها شکل گرفت

رویکرد نخست Gynesis نام دارد و موضوع مورد بحث آن هویت مجزای زنانه‌ای است که در جنبه‌های بارز هنر آزادانه زنان نهفته است. رویکرد دیگر Gender theory (یا نظریه جنسیت) نام دارد و طبق آن معتقدیم که مبنای هویت‌ هنری زنان توسط نقش فعال ایشان در حوزه‌های فرهنگی شکل می‌گیرد (و نه توسط صور بیانگرانه هنر ایشان)

این دو رویکرد، حین جستجو برای کشف معیارهایی جهت تشخیص استعدادهای هنری زنان ، هر کدام از روش متفاوتی استفاده می‌کنند؛ رویکرد نخست (Gynesis) از روش طبیعت گرا استفاده می‌کند و به جنبه‌های ذاتی هویت هنری زنان می‌پردازد در حالیکه رویکرد دوم Gender theory) ) هویت زنانه را محصول نظام اجتماعی می‌داند و از طریق بحث در مورد عناصر تاثیر گذار خارجی به نتیجه می‌رسد. علاوه براین، نظریه جنسیت Gender theory)) سرانجام به تولید یک «فلسفه هنر فمینیستی»[22] می‌انجامد، در حالیکه Gynesis  مواد و عناصر لازم برای بحث از «زیبایی شناسی فمینیستی»[23]را فراهم می‌کند

در اینجا لازم است که توضیحی در مورد تفاوت موجود بین فلسفه هنر و زیبایی شناسی (به عنوان یک علم) ارائه بدهیم؛ گفته پگی براند[24] در این زمینه بسیار رسا و قابل فهم می‌باشد، وی اظهار می‌کند که توجه علم زیبایی شناسی[25] برخصوصیات و جنبه‌های درونی اثر (هنری) متمرکز است، طبق مبانی علم زیبایی شناسی، می‌توان اظهار کرد که خصوصیات درونی یک شی هستند که آن شی را تبدیل به اثر هنری کرده و ارزش زیبایی شناسانه آن را تعیین می‌کنند

فلسفه هنر، از طرف دیگر، جنبه‌های خارج از اثر را مورد توجه قرار می‌دهد، در اینجا عناصر و جنبه‌های خارجی (نسبت به شیء) هستند که وضعیت و اهمیت آن شیء به عنوان یک اثر هنری و نیز منبع ارزشی آن را شکل می‌دهند

طبق (نظریه) Genesis جنبه‌های مشخصی از آثار هنری مخلوق زنان را می‌توان بیانگری ها و بازنمایی‌های طبیعی این زنان به شمار آورد. برای مثال می‌توان از نمونه‌هایی از اثار هنری نام برد که در آنها زنان با استفاده از بدن خویش (به عنوان ابزار کار) آثاری خلق کرده‌اند و یا تکنیک‌های مختلف را با استفاده از خصوصیات زنانه خود به کار گرفته‌اند، تمامی این امور را می‌توان لهجه‌هایی زنانه و در عین حال طبیعی دانست که کاملاً جنبه فردی دارند و «فردیت»[26] را دراثر (هنری) به اوج می‌رسانند. این موارد، درحوزه هنر موسیقی یاهنرهای تصویری و تجسمی، از جمله فیلم، سینما و نقاشی به وضوح قابل تشخیص می‌باشند

طبق رویکرد Gynesis ،  احتمال تعلیق و یا نادیده انگاشتن حالات زنانه بیانگری از جانب زنان هرگز انکار نمی‌شود، ولیکن اعتقاد براین است که با جلوگیری از حضور این حالات زنانه در فرایند آفرینش هنری، خلاقیت زنان در این زمینه به مقدار قابل توجهی کاهش یافته و دچار رقت خواهد شد. طبق این رویکرد، زنان می‌بایست جهت رسیدن به هنر آزادانه، به بازسازی بیانگری‌ها و بازنمایی‌های نمادین طبیعت خود بپردازند. و توجه خود را متمرکز براموری کنند که طی تاریخ مرد سالارانه ، از حوزه توجه خارج مانده بودند

حواس لامسه، ذائقه و شامه از منظر Genesis نسبت به حواس سامعه و باصره درهنر فمینیستی ، دارای اولویت بوده و از اهمیت بیشتری برخوردارند و امور مربوط به حواس لامسه ، ذائقه و شامه بیشتر از امور مربوط به آن دو حس دیگر، مورد توجه علم زیبایی شناسی فمینیستی می‌باشند. کورس مایر در فصل چهارم کتاب «جنسیت و زیبایی شناسی» به تفصیل در مورد حواس پنجگانه و نقش آن‌ها در هنر و فلسفه هنر فمینیستی به بحث می‌پردازد

نظریه جنسیت (Gender theory) رویکرد Genesis را محکوم به ذات گرایی[27] کرده و وجود یک طبیعت زنانه (از لحاظ روان شناسی پدیدار شناسی، زیست‌شناسی یا از هر نظر دیگری) را انکار می‌کند

نظریه جنسیت، وضعیت زنان را تجسمی از تاثیرات محیطی (خارجی) می‌داند و نه محصول طبیعی اعمال ایشان. طبق این نظریه، آثار هنری زنان و مردان، به طور مساوی، محصولات حوزه‌های مختلف تاریخی و اجتماعی هستند، یعنی محصول حوزه‌هایی که این هنرمندان در آنها به فعالیت پرداخته و آثار خود را بروز داده‌اند

طبق نظریه جنسیت ، نمی‌توان یک شیء رادر قاب قرار داد و بدین شکل، آن را از زمینه‌ اجتماعی و فرهنگی خود جدا نمود و سپس مورد بررسی زیبایی شناسانه قرار داد، طبق این نظریه، اثر قاب شده هرگز قادر به جدایی از خالق خود و شرایطی که طی آن خلق شده است، نخواهد بود

در نظریه جنسیت، آثار و روش‌های زنان و مردان (هنرمند) با یکدیگر مقایسه می‌شوند تا معلوم شود که چگونه تبعیض‌ها و ناهماهنگی‌های تخریب گر اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، زنان را در طول تاریخ تحت تاثیر خود قرار داده‌اند

به طور خلاصه می‌توان گفت که Gynesis به بررسی عناصر و خصوصیات ذاتی و درونی زنان و آثار ایشان می‌پردازد و علت عدم حضور شایسته زنان در تاریخ هنر را با توجه به این موارد می‌جوید در حالیکه Gender theory (یا نظریه جنسیت) با توجه به نقش عوامل بیرونی (اجتماعی، فرهنگی، تاریخی و …) به توضیح این مساله و یافتن راه حلی برای توقف تبعیض‌های موجود علیه زنان می‌پردازد

تاریخ هنر از منظر فمینیسم


 

[1]- gender and aesthetics

[2]- Carolyn Korsmeyer

[3]- Buffalo, State University of New York

[4]- Making sense of taste: Food and Philosophy (1999)

[5]- Luce Irigaray

[6]- Julia Kristeva

[7]- Aesthetics

[8]- philosophy Of Art

[9] – البته در بخش دوم مقدمه، توضیح مختصری در مودر تفاوت موجود بین زیبایی‌شناسی و فلسفه هنر ذکرشده است

[10]- Art

[11] – در این کتاب، در مورد مراحل تاریخی شکل‌گیری واژه هنر و معنای آن به طور مفصل مباحثی مطرح می‌شوند

[12]- Fine Arts

[13] – رجوع شود به بیانات شوپنهاور . فصل سوم ترجمه صفحه

[14]- Beauty

[15]- Taste

[16]- Genius

[17]- Gendered:جنسی شده

[18]- Western Philosophy

[19]- Craft

[20]- Sublimity

[21]- Arthur Danto

[22]- A Feminist Philosphy Of Art

[23]- Feminist Aesthetic

[24]- Peggy Brand

[25]- Aesthetics

[26]- Subjectivity

[27]- Essentialism


برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دوشنبه 95 فروردین 30 , ساعت 6:32 صبح

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله خوب خوابیدن با word دارای 25 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله خوب خوابیدن با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

 

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله خوب خوابیدن با word

مقدمه
خواب چیست ؟
الف:خواب با حرکت سریع چشمها
ب:خواب بدون حرکت سریع چشمها
یک- مرحله پیش از به خواب رفتن
دو- خواب سبک
سه- موج آرام
چهار- خواب سنگین موج آرام
به چقدر خواب نیاز داریم؟
اگر نخوابیم چه می شود؟
داروهای بدون نسخه پزشک
در مان بر پایه روان شناسی
چیز هایی که باید از آنها اجتناب کرد
کمک به خود
این کار هارا انجام دهید
این کار ها را انجام ندهید
خوابیدن در زمان نادرست، شیفت کاری کردن ، مراقبت شبانه از فرزندان
خواب بیش از حد
خواب آلودگی در روز(Narcolepsy)
خواب آشفته و نا منظم
مشکلات دیگر خواب
راه رفتن در خواب
وحشت شبانه
کابوس
سندرم پاهای بی قرار
خیال بافی(Autism)
10 توصیه برای بهتر خوابیدن کودکان
1 -نقاشی کردن خواب ها
-2 شمردن گوسفندان
-3پرخوری کمی قبل از خواب می تواند منجر به مشکلات فراوانی در خوابیدن به خصوص در نیمه شب شود
4- رنگ ها بر روان و سلامتی انسان ها تأثیر بسزایی دارند
5نه تنها احساس آرامش و راحتی، بلکه احساس ناامنی نیز به کودک انتقال می یابد
6-دما و رطوبت اتاق نقش مهمی در خوب خوابیدن دارند
-7کودک را حتماً در رختخواب خودش بخوابانید
8 -تغذیه سالم می تواند تأثیر بسزایی در خواب راحت او داشته باشد
9 -هنگام نزدیک شدن وقت خواب، به آرامی به کودک بگویید بازی دیگر بس است و باید زودتر به رختخوابش برود
10 -نگاه مثبت به روزی که در پیش است، تأثیر بسزایی در خوب خوابیدن دارد
نتیجه گیری
منابع و ماخذ

 

مقدمه

اغلب احتیاجی نیست ما به خوابیدن فکر کنیم، چون بخشی از زندگی عادی ماست.  اما وقتی بد خواب می شویم تازه اهمیت این مسئله را در می یابیم

بیشتر ما در زندگی گاهگاهی دچار این مشکل (Insomnia) شده ایم. این مشکل، مشکل بی خوابی است که اغلب موقتی است و بیشتر هنگام ناراحتی و یا هیجان روی می دهد و پس از چند روز که اوضاع به حال عادی بازگشت خود به خود حل می شود

به هر حال ما برای استراحت و سلامت فکری و جسمی به خواب احتیاج داریم  و اگر مشکل بد خوابی ادامه یابد به تدریج متوجه عوارض آن خواهیم شد

خواب چیست ؟

خواب فرایندی طبیعی است که بطورمنظم در هر بیست و چهار ساعت اتفاق می افتد و در آن حالت انسان ناهشیار و نسبت به اتفاقات اطراف خود نا آگاه است

خواب دو نوع عمده دارد

الف:خواب با حرکت سریع چشمها

خوابی که ما در آن مشغول خواب دیدن  یا رویا هستیم

دراین نوع خواب که حدودا یک پنجم زمان خوابیدن را به خود اختصاص میدهد مغز بسیار فعال بوده ولی ماهیچه‌های بدن در حال استراحت هستند و چشمها به سرعت به سمت چپ و راست حرکت می کنند

ب:خواب بدون حرکت سریع چشمها

در این حالت مغز آرام بوده ولیکن بدن دارای حرکت است در این هنگام هورمونها شروع به آزاد شدن کرده و وارد سیستم گردش خون می شوند و بدن شروع به ترمیم خستگی ها و فرسودگیهای حاصل از فعالیتهای روزانه میکند

این نوع خواب دارای  چهار مرحله است

یک- مرحله پیش از به خواب رفتن

در این حالت ضربان قلب کند شده و دمای بدن کم میشود و عضلات آرام هستند

دو- خواب سبک

در این حالت انسان به سادگی و بدون احساس آشفتگی از خواب میپرد

سه- موج آرام

در این حالت فشار خون کم میشود و یا ممکن است در خواب صحبت کنیم یا راه برویم

چهار- خواب سنگین موج آرام

در این حالت از خواب پریدن خیلی سخت اتفاق می افتد و در صورت وقوع انسان احساس گیجی و آشفتگی می کند

جابجایی بین حالتهای یک و دو در خواب شبانه حدود پنج بار اتفاق می افتد وهر چه به صبح نزدیکتر شویم احتمال خواب دیدن ما افزایش می یابد. در جریان یک خواب طبیعی تقریبا هر دوساعت یک بار به مدت یک یا دو دقیقه ما بیدار می شویم  ولی آن را بیاد نمی آوریم ولی در این حالت اگر ما از قبل  دلشوره داشته باشیم یا در اطراف ما سرو صدا وجود داشته باشد یا همسر ما خروپف کند، به احتمال زیاد این دوره های بیداری را به یاد خواهیم سپرد

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید
دوشنبه 95 فروردین 30 , ساعت 6:31 صبح

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله برخی خواص فیزیکی و مکانیکی فندق و مغز آن با word دارای 22 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله برخی خواص فیزیکی و مکانیکی فندق و مغز آن با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

 

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله برخی خواص فیزیکی و مکانیکی فندق و مغز آن با word

چکیده

مقدمه

مواد و روش‌ها

خواص فیزیکی

خواص مکانیکی

نتایج و بحث

نتیجه‌گیری

منابع

بخشی از منابع و مراجع پروژه دانلود مقاله برخی خواص فیزیکی و مکانیکی فندق و مغز آن با word

ایمان‌مهر، ع.، قبادیان، ب.، مینایی، س. و فردمال، ج. 1385 تعیین برخی خواص فیزیکی دانه کلزا (واریته لیکورد). مجله تحقیقات مهندسی کشاورزی، جلد 7، شماره29، 119-128
برگونیو، اف.، ای. ژرمن و ژ. پ. ساراکویین. 1377 فندق، کشت و تولید. مترجم محمود درویشیان. انتشارات فنی ایران. تهران. 176 ص
مدیریت ترویج و مشارکت مردمی و مدیریت رزاعت و باغبانی استان قزوین. 1380 فندق. تهران: نشر و تصویر

‌یزدی‌صمدی، ب.، عبدالمجیدی، ر.، و ولی‌زاده، م. 1376 طرح‌های آماری در پژوهش‌های کشاورزی. مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران

ASAE. 1998. ASAE Standard: ASAE S401.1. Compression tests of food materials of convex shape. American Society of Agriculturual Engineers, St. Joseph, Michigan
Amin, M. N., Hossain, M. A., & Roy, K. C. (2004). Effects of moisture content on some physical properties of lentil seeds. Journal of Food Engineering, 65, 83–87
Aydin, C. (2002). Physical properties of hazelnuts. Biosystems Engineering, 82(3), 297-
Aydin, C. (2003). Physical properties of almond nut and kernel. Journal of Food Engineering, 60, 315–320
Balasubramanian, D. (2001). Physical properties of raw cashew nut. J. Agric. Engng Res., 78 (3), 291-
Guner, M.; Dursun, E. & II.G. Dursun. (2003). Mechanical behaviour of hazelnut under compression loading. Biosystems Engineering, 85(4), 485–491
Kashaninejad, M., Mortazavi, A., Safekordi, A., & Tabil, L. G. (2006). Some physical properties of pistachio (Pistacia vera L.) nut and its kernel. Journal of Food Engineering, 72, 30–38
Kingsly, A. R. P., Singh, D. B., Manikantan, M. R., & Jain, R. K. (2006). Moisture dependent physical properties of dried pomegranate seeds (Anardana). Journal of Food Engineering, 75, 492–496
Konak, M., Carman, K., & Aydin, C. (2002). Physical properties of chick pea seeds. Biosystems Engineering, 82(1), 73–78
Mohsenin N. N. (1986). Physical properties of plant and animal materials. (2nd Ed.), New York: Gordon & Breach Science Publishers
Mwithiga, G. & Sifuna, M. M. (2006). Effect of moisture content on the physical properties of three varieties of sorghum seeds. Journal of Food Engineering, 75, 480–486
Nimkar, P. M. & Chattopadhyay, P. K. (2001). Some physical properties of green gram. J. Agric. Engng. Res., 80 (2), 183-
Ozdemir, F. & Akinci, I. (2004). Physical and nutritional properties of four major commercial Turkish hazelnut varieties. Journal of Food Engineering, 63 (3), 341–347
Pliestic, S., Dobricevic, N., Filipovic, D., & Gospodaric, Z. (2006). Physical properties of filbert nut and kernel. Biosystems Engineering, 93(2), 173–178
Razavi, Seyed M. A., Emadzadeh, B., Rafe, A., & Mohammad Amini, A. (2007a). The physical properties of pistachio nut and its kernel as a function of moisture content and variety: Part I. Geometrical properties. Journal of Food Engineering, 81, 209–
Razavi, Seyed M. A., Emadzadeh, B., Rafe, A., & Mohammad Amini, A. (2007b). The physical properties of pistachio nut and its kernel as a function of moisture content and variety: Part II. Gravimetrical properties. Journal of Food Engineering, 81, 218–225
Razavi, Seyed M. A., Emadzadeh, B., Rafe, A., & Mohammad Amini, A. (2007c). The physical properties of pistachio nut and its kernel as a function of moisture content and variety: Part III: Frictional properties. Journal of Food Engineering, 81, 226–235
Sahoo, P. K. & Srivastava, A. P. (2002). Physical properties of okra seed. Biosystems Engineering, 83 (4), 441–448

 چکیده

      در این تحقیق تعدادی از خواص فیزیکی دانه و مغز فندق رقم محلی قزوینی، به صورت تابعی از رطوبت در محدوده 5% تا 20% بر پایه تر اندازه‌گیری و ارزیابی گردید. خواص فیزیکی دانه و مغز فندق شامل ویژگی‌های ابعادی (طول، عرض و ضخامت)، وزن و خواص هندسی (قطر متوسط هندسی، حجم، مساحت سطح رویه و سطح مقطع) با افزایش رطوبت، افزایش می‌یافت. افزایش رطوبت موجب کاهش کُرویت دانه و مغز فندق گردید. مقادیر متوسط طول، عرض (پهنا) و ضخامت (ارتفاع)، قطر متوسط هندسی، وزن، حجم، مساحت سطح رویه، مساحت سطح مقطع و کُرویت دانه فندق در رطوبت 5% بر پایه تر به ترتیب عبارت بودند از، 92/16، 51/17، 33/15، 55/16 میلی‌متر، 95/1 گرم، 3cm 40/2، 2cm 63/8، 2cm 16/2 و 52/93%، همچنین مقادیر متناظر برای مغز فندق به صورت 55/13، 59/13، 89/11، 00/13 میلی‌متر، 92/0 گرم، 3cm 16/1، 2cm 02/5، 2cm 26/1 و 85/92% بود. درصد نسبت پوست دانه فندق 81/52% ارزیابی گردید. برای تعیین خواص مکانیکی، دانه و مغز فندق بین دو صفحه تختِ موازی بارگذاری شدند و مقادیر نیروی شکست و تغییر شکل ویژه برای شروع گسیختگی پوست و مغز تعیین شدند. آزمایش‌ها برای فندق در دو سطح 5% و 10% بر پایه تر، و برای مغز در سطح رطوبت 5% بر پایه تر و در سه جهت بارگذاری در امتداد محورهای X، Y و Z انجام گرفت. نتایج نشان داد که رطوبت و جهت بارگذاری، نیروی شکست و تغییرشکل ویژه تا گسیختگی دانه فندق را بطور معنی‌داری (P<0.01) تحت تأثیر قرار می‌دهد. با افزایش رطوبت نیروی شکست دانه کاهش می‌یافت، در حالی که تغییر شکل ویژه شکست افزایش می‌یابد. بیشترین نیروی شکست دانه و مغز فندق به ترتیب در جهت بارگذاری در امتداد محور xها و zها بود. متوسط نیروی شکست دانه فندق در سه جهت بارگذاری به طور قابل ملاحظه‌ای بیشتر از مقدار آن برای مغز فندق بود

 کلیدواژه: خواص فیزیکی، خواص مکانیکی، نیروی شکست، فندق، مغز فندق

مقدمه

فندق یکی از محصولات باغبانی ــ خشکباری است که ارزش غذایی بالایی در تغذیه انسان دارد. ضمناً این محصول ارزش صادراتی بالایی دارد، به همین دلیل توّجه به توسعه و بهبود روند تولید و فرآوری آن از اهمّیت خاصی برخوردار است. کشور ایران پس از کشورهای ترکیه، ایتالیا، اسپانیا و آمریکا رتبه پنجم جهانی تولید فندق در دنیا را دارا است. عمده صادرات این محصول به کشورهای حاشیه خلیج‌فارس بوده است. از محل‌های عمده تولید فندق منطقه الموت واقع در شمال استان قزوین و رشته کوه‌های البرز است. با توّجه به استعداد منطقه، امکان توسعه سطح زیر کشت این محصول و نیز ایجاد صنایع غذایی وابسته، سیستم‌های فر‌آوری و بسته‌بندی به منظور ورود به بازارهای جهانی را دارد [3]. از این‌رو، جهت توفیق در تولید و توسعه سطح زیر کشت این محصول توّجه به ایجاد دستگاه‌های فرآوری مناسب جهت عرضه محصول مرغوب و با کیفیت بالا اجتناب ناپذیر است [2]

تعیین خواص فیزیکی و مکانیکی محصولات کشاورزی به عنوان مبنایی برای طراحی و ساخت ماشین‌ها و تجهیزات انتقال، درجه‌بندی و فرآوری محصولات کشاورزی همیشه مورد توّجه بوده است. اصولاً طراحی ماشین‌های کشاورزی بدون توّجه به این پارامترها ناقص و منجر به نتایج ضعیف خواهد گردید. بعضی از خواص فیزیکی وابسته به رطوبت مواد کشاورزی عبارتند از شکل، اندازه (ابعاد)، جرم، چگالی توده، چگالی حقیقی، تخلخل و ضریب اصطکاک روی سطوح مختلف [14]. تحقیقات زیادی در دنیا در زمینه تعیین خواص بیومکانیک محصولات مختلف کشاورزی صورت گرفته است. از جمله این محصولات می‌توان به دانه سورگوم، دانه انار، نخود، نخود سبز، عدس، دانه بامیه، دانه کلزا، بلارد[1]، بادام و مغز آن، پسته و مغزش اشاره نمود [15، 12، 13، 16، 6، 22، 1، 9، 8، 19، 20، 21 و 11]. کلیه مطالعات فوق نشان داده‌اند که خواص فیزیکی بشدت تحت تأثیر رطوبت محصول بوده‌اند

در رابطه با فندق چندین تحقیق برای تعیین خواص فیزیکی و مکانیکی انجام شده است. آیدین[2] (2002) مقادیر خواص فیزیکی (خصوصیات ابعادی و شکلی، چگالی‌ها و تخلخل)، ضریب اصطکاک، سرعت حد و نیروی شکستن فندق و مغز فندق رقم Tombul ترکیه که از تولیدکنندگان عمده تولید فندق است را در سه سطح رطوبت 3%، 9 و 20% بر پایه تر تعیین کردند [7]

گونر[3] و همکاران (2003) رفتار مکانیکی فندق و مغز آن را تحت بارگذاری فشاری بین دو صفحه تخت بررسی کردند. آنان در این تحقیق پارامترهای نیرو، تغییرشکل نسبی در نقطه شکست و انرژی شکست را در سه محور بارگذاری X، Y و Z مطابق شکل 1 مطالعه کردند. نتایج آزمون مکانیکی نشان داد که رفتار مکانیکی فندق در بارگذاری در امتداد محور X و Y به رطوبت بستگی داشت، در صورتی‌که در امتداد محور Z ارتباط معنی‌داری با رطوبت نشان نداد. آنان همچنین گزارش کردند که تغییرشکل تا نقطه شکست و انرژی شکست پوسته عموماً با افزایش رطوبت افزایش می‌یافت، در حالی‌که نیروی شکست با افزایش رطوبت، کاهش معنی‌داری نشان داد. بررسی نتایج خواص فیزیکی نشان داد که ارقام مختلف با هم اختلاف معنی‌داری دارند و مقادیر تعیین شده با نتایج تحقیق آیدین (2002) مطابقت داشته‌اند [10]

اوزدمیر و آکین‌چی[4] (2004) خواص فیزیکی و غذایی چهار رقم فندق تجاری ترکیه را تعیین و مقایسه نمودند. نتایج تحقیق آنان نشان داد که بطور کلی تمام خواص فیزیکی ارقام مورد مطالعه از نظر آماری با هم متفاوت است [17]

پلیستیچ[5] و همکاران (2006) خواص فیزیکی و نیروی شکستن فندق و مغز فندق رقم محلی کشور کرواسی را بصورت تابعی از رطوبت در چهار سطح رطوبت در محدوده رطوبت 2/6% تا 7/28% بر پایه تر تعیین کرده و برای آن‌ها روابط رگرسیونی ارائه کردند. نتایج خواص ابعادی فندق رقم مورد مطالعه آنان نشان داد که این رقم بزرگ‌تر از ارقام ترکیه‌ای است که آیدین (2003) تعیین کرده بود. همچنین نتایج خواص ابعادی مغز فندق نشان داد که رقم کشور کرواسی کشیده‌تر و پهن‌تر از ارقام ترکیه‌ای و البته دارای کُرویت کم‌تری است [18]

مواد و روش‌ها

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید
<   <<   16   17   18   19   20   >>   >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ